عشقت محاکمه ی عجیبی بود! مانند محاکمه ی من با دلم این بار هم از آزمون دلت جان سالم به در میبرم در خیال خود ، با تو قدم میزنم با تو شعر می سرایم تو را آغوش میگیرم تاتنم سرمای بی کسی را از دور هم، نچشد روز ها را با تو میخواهم شیطنت را با تو! دفترم از عشق ورق میخورد به گمانم او هم دلتنگ عطر حضر توست ! ((پانیذ پیرانی)) پانیذ پیرانی ,عشقت محاکمه منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

قالیشویی گلشن شلمین حوزه it Teryagh فروش اسکنر تصویری