در این شب حزین دلتنگی بسان پرنده ای سبک بال در آسمان خیالت پر می گشایم و از این شبیخون تنهایی در امنیت نگاهت پناه می گیرم خیره به چشمان کینه توز مرگ نبودنت را به دست نسیان می سپارم دلم ،چو شبهی سرگردان بر موج نرم دریا میپلکد . در پی نشانی از تو . دریغا از نشانی . سرشک دیده ام ناتوان از خموشی گل آتش باره های تنم از تازيانه نهانم بسان شقایق پر پر در کویر اسیر توفان شن .! جسم نیمه جانم در مرز باران خیره بر گور خویش! بی تو در شب مهتابی نظاره گر منبع
درباره این سایت